امسال سال خیلی خوبی برام بود اتفاقات خیلی خوبی برام پیش اومده تا الانش خیلی خوشی داشت برام دوست دارم اونایی که خیلی خوب بودن رو ثبت کنم اینجا
18 تیر ماه بهمراه دوستان رفتین وان ترکیه وای که چقدر خوش گذشت یکی از بهترین سفرهام و بهترین روزهام بود مخصوصاً روزی که رفتیم جزیره آختامار ، وای که چقدر خوش گذشت تو کشتی کلی رقصیدیم مینا هم که ماشااالله واسه همه چی پایه بود اینم یکی از شانس هام که با مینا و شوهرش همسفر شدم هر دو خیلی عالی بودن و باهاشون سفر بیشتر بهم خوش گذشت
یه خاطر خوب دیگه از روز رفتنمون . من قرار بود با مهندس سلطانی و خانمشون که از تهران میان همسفر باشم تا با هم بریم تبریز و به بقیه بچه ها بپیوندیم مهندس سلطانی زحمت کشیده بود و برام از تهران به تبریز بلیط گرفته بود اونا ساعت 8 از تهران حرکت کرده بودن به منم گفته بودن ساعت 11 پلیس راه باشم که سوار شم ساعت 11 با کلی تاخیر به ساعت 1 و خورده ای کشیده شد با کلی استرس و زنگ و پیام
بیچاره ها وقتی هم رسیدن فهمیدیم که اونا تو اون یکی عوارضی واستادن و من تو این یکی عوارضی بیچاره آقای سلطانی با کلی منت و استرس ماشین رو نگه داشت تا ما برسیم به اون یکی عوارضی. ساعت 6 بود که رسیدیم تبریز از ماشین که پیاده شدیم سوار تاکسی شدیم مریم از راننده تاکسی پرسید که چقدر میگیره ولی آقاهه جواب سر بالا داد مسیرمون تا آژانس مسافرتی حدوداً ده دقه بود وقتی رسیدیم آقاهه گفت که کرایه میشه 100 هزار تومن وای که چقدر خندیدیم و چقدر حرص خوردیم
آقای مهندس تو رو درواسی موند و کرایه رو 100 داد بعداً فهمیدیم که کرایه 10 تومن میشده نه 100 تومن وای خدای من مردم چقدر خبیس شدن
برچسب:
نویسنده: ساحل کریمیپور