قلکی که خالی شود سخت پر میشود - تاریخ: 1405/5/18 ساعت: 15:55
فقط دو روز مانده بود تا تولد بهترین دوستم... فکر و ذکرم شده بود انتخاب هدیه برای او... می دانستم دلش اسیر یک جعبه ی مداد رنگی بیست و چهارتایی ست چون بارها درباره اش با من حرف زده بود اما من فقط هشت سالم بود... پول تو جیبی هایم کفاف این هدیه را نمی داد... فقط یک راه داشتم ، اینکه به سراغ قلکم بروم......
- تاریخ: 1401/10/19 ساعت: 15:50
خیلی وقته که میخوام این حرفا رو بنویسم ولی جور نمیشد یا اینکه فضای مجازی وقت هامو میدزدید و به اینجا وقت نمیرسید
سال نو - تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 19:26
سلام. عیدت مبارک ممنون واسه تبریکت امیدوارم توام سال خوب و خوش همراه با سلامتی داسته باشیاون مطلبو رو قبلا نوشته بودم ولی ثبت موقت کرده بودم فقط واسه خودم نوشته بودم که یادم بمونه. چند روز پیش که اومد
قلکی که خالی شود سخت پر میشود... - تاریخ: 1399/1/27 ساعت: 19:26
فقط دو روز مانده بود تا تولد بهترین دوستم... فکر و ذکرم شده بود انتخاب هدیه برای او... می دانستم دلش اسیر یک جعبه ی مداد رنگی بیست و چهارتایی ست چون بارها درباره اش با من حرف زده بود اما من فقط هشت سا
سالگرد - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 10:44
پنجمین سالگرد وبلاگم مبارک
یه روز خوب - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 10:44
دیشب یه روز خیلی خوب بود برام دوستم افطاری دعوتم کرده بود برای اولین بار شب بدون خانواده میرفتم بیرون . یه دورهمی دخترونه بود خیلی خیلی خوش گذشت
یه روز خوب دیگه (مسافرت) - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 10:44
سلام امسال سال خیلی خوبی برام بود اتفاقات خیلی خوبی برام پیش اومده تا الانش خیلی خوشی داشت برام دوست دارم اونایی که خیلی خوب بودن رو ثبت کنم اینجا 18 تیر ماه بهمراه دوستان رفتین وان ترکیه وای که چقدر
نصفه شبی - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 10:44
هندزفزی تو گوشمه و دارم موزیک گوش میدم الان داره آهنگ حس من از سینا شعبانخانی رو میخونه خیلی آرامش بخشه صداش عالیه متنش هم خدایی خوبه توصیه میکنم گوش کنین این حس و حالو دوست دارم تنهایی و سکوت و آرامش رو خدایا شکرت
مخاطب خاص - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 10:44
کلی فکر کردم که چی جواب بدم یا اصلا جوابی برات بنویسم یا نه نمی خواستم که باز بگی توپیدم بهت خیلی رک حرفامو میگم دوست ندارم دیگه اینجا بیای نه واسه خوندن پیام ها نه واسه نظر گذاشتن اگه من نمیام اینجا واسه اینکه میدونم تو میای اینجا بودنت ناراحتم میکنه منو یاد حماقت هام میندازه خواهشا نیا زندگیمو بیش...
میرم - تاریخ: 1398/12/15 ساعت: 10:44
سلام حرف زیادی نمیگم فقط اینکه نمیخوام وبلاگمو پاک کنم آدرسش رو عوض می کنم که دیگه نیای که اذیت بشی
در مورد خودم - تاریخ: 1397/2/9 ساعت: 13:47
سلاماین متن رو خیلی وقت پیش نوشتم ولی چون نصفه مونده بود ثبت موقتش کرده بودم ولی حالش نبود که کاملش کنم چون خیلی وقته نوشتم حتی یادم رفته که چی نوشتم نخورده ثبتش می کنم چون میدونم اگه بخونمش پاکش میکنم حیفم اومد که ثبتش نکنم چون بالاخره زحمت کشیدم نوشتمشچند سالیه که زندگی از دستم در رفته بود خودمو ب...
خواب - تاریخ: 1397/2/9 ساعت: 13:47
سلام خیلی وقته که اینجا نیومدم تا اینکه دیشب خواب خانواده تو دیدم مامان و خواهرتو دیدم، خواب دیدم که خواهرت اومد باهام حرف زدچی شده دوباره داری خداحافظی می کنی؟جایی میری؟!نکنه داری ازدواج می کنی؟!Let's block ads! (Why?)
خواب دوم - تاریخ: 1397/2/9 ساعت: 13:47
سلامنمی خواستم هیچ وقت مطلبی بذارم ولی نشددیشب باز خوابتو دیدم با ماشینتون اومدی واستادی گفتی سوار شم ولی من محل نذاشتم بهت و رفتم باز چه خبر شده؟!!؟حدس میزنم عروسیت باشه درسته؟!!؟Let's block ads! (Why?)